تبلیغات
دوستت دارم ... - در شبی از شبهای دلتنگی از تو می نویسم ...
دوستت دارم ...
چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم...بیا ای دوست با من باش،که من تنها ترین تنهای این شهرم...
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم.
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.
پس ازِ یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی؟
نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ،
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...!!.


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 فروردین 1390 توسط مهسا. ص | یه چیز بگو که بدونم اومدی... ()
درباره وبلاگ
برای تبادل لینك ابتدا لینك منو با نام "meymah" در وبلاگ یا سایتت قرار بده،سپس از طریق فرم نظرات به من خبر بده تا لینك تو هم در وبلاگ من ثبت بشه...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» نظرت در مورد این وبلاگم چیه؟؟؟










پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست