تبلیغات
دوستت دارم ... - موجود نا شناخته..
دوستت دارم ...
چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم...بیا ای دوست با من باش،که من تنها ترین تنهای این شهرم...
یک بنده خدایی ، کناراقیانوس قدم می زد،وزیر لب دعایی راهمزمزمه میكرد . نگاهى به آسمان
آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت:

خدایا ! میشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟
ناگاه، ابرى سیاه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت
و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید
كه میگفت: چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من؟

مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت:
ای خدای کریم از تو می‌خواهم جاده‌ای بین کالیفرنیا و هاوایی
بسازی تا هر وفت دلم خواست در این جاده رانندگی کنم!! از
جانب خدای متعال ندا آمدکه:

ای بنده‌ی من! من ترا بخاطر وفاداری‌ات بسیاردوست
می‌دارم و می‌توانم خواهش تو را برآورده کنم اما هیچ میدانی
انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هیچ میدانی ‌که باید ته
اقیانوس آرام را آسفالت کنم؟ هیچ میدانی چقدر آهن و سیمان
و فولاد باید مصرف شود؟ من همه‌ای اینها را می‌توانم انجام
بدهم! اما آیا نمی‌توانی آرزوی دیگری بکنی؟

مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:

اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم! میشود بمن
بفهمانى كه زنان چرا مى گریند ؟ میشود به من بفهمانى
احساس درونى شان چیست؟ اصلا میشود به من یاد بدهى كه
چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟

صدایی از جانب باریتعالى آمد كه:
ای بنده من! آن جاده‌ای را که خواسته‌ای، دو بانده باشد یا چهار بانده!!؟؟


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1388 توسط مهسا. ص | یه چیزی بگو كه بدونم اومدی! ()
درباره وبلاگ
برای تبادل لینك ابتدا لینك منو با نام "meymah" در وبلاگ یا سایتت قرار بده،سپس از طریق فرم نظرات به من خبر بده تا لینك تو هم در وبلاگ من ثبت بشه...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» نظرت در مورد این وبلاگم چیه؟؟؟










پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست