تبلیغات
دوستت دارم ... - آقایون دست , خانوما رقص...
دوستت دارم ...
چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم...بیا ای دوست با من باش،که من تنها ترین تنهای این شهرم...
- بچه ها ساکت باشین، خانم معلم اومد...
- برپا...
- برجا... بچه ها همه حاضرن؟
- بعله...
- خانم اجازه... فاطی جون غایبن...
- چرا؟
- خانم اجازه، رفتن جشن...
- خانم اجازه... حجت جون هم غایبن...
- اون دیگه چرا؟!
- خانم اجازه، فاطی جون رو بردن جشن...
- خب دیگه بسه بچه ها، به درس امروز برسیم... همتون برین روی میزهاتون وایستین... سریعتر...خب... آقایون دست ، خانوما رقص... حالا برعکس...
پس چرا هیچ کس انجام نمی ده؟!!
- خانم اجازه، اگه ما رقص بلد بودیم که نمی یومدیم کلاس رقص...
- وای ببخشید بچه ها، من با کلاس بعدی که تافل درس می دم اشتباه کردم... از رو میزا بیاین پایین... خوب گوش کنید...

درس اول

آقایون دست...

درس دوم

خانوما انگار سوزن رفته باشه تو پاشون، یه ذرّه عشوه ش رو بیشتر کنن…

درس سوم

حالا خانوما دست…

درس چهارم

آقایون انگار می خوان با باسنشون در ماشین رو ببندن، یه ذرّه عشوه ش رو بیشتر کنن…

- آقا اسم شما چی بود؟
- مصطفی...
- شما اولین جلسته که می یای کلاس؟
- بله خانم...
- عزیزم برای دفعه بعد حتما اون سیبیلات رو بزن...
- برای چی خانم؟
- آخه با این سیبیلا که نمی تونی عشوه ش رو بیشتر کنی...
- خانم عشوه ش با ما، درستش می کنیم...
- پس حداقل لباس استرچ دیگه نپوش...
- چشم خانم سیبیلامون رو می زنیم...

دوباره درس چهارم

آقایون انگار می خوان با باسنشون در ماشین رو ببندن، یه ذرّه عشوه ش رو بیشتر کنن…

- خانم اجازه...
- بله...
- به نظر من مرد نباید برقصه...
- پس چرا شما اومدی کلاس رقص؟!!!!
- خانم اجازه، اومدم ببینم خانوما چه جوری زیر زمین رقص یاد می گیرن...
- خب فهمیدی؟؟
- نه خانم، آدم با 2- 3 جلسه که چیزی نمی فهمه...

دوباره درس چهارم
نه...نه...نه...
درس پنجم

و حالا قرش بده...
اگر عشوه ش رو یه کم بیشتر کنید کل رقص ایرانی همینه...

حالا دو به دو با هم وایستین... هر آقا با یه آقا، هر خانم با یه خانم...

- خانم زشته، مردم حرف در می یارن...
- مردم رو ولش کن، شما دیگه یواش یواش عادت کنید... یه نفری که نمی شه تانگو رقصید...
- خانم عمرا ما اینجوری نمی رقصیم...

عیبی نداره، تانگو رو حذف می کنیم...

- خانم اجازه... یعنی تو امتحان هم ازش سؤال نمی یاد؟
- نه جانم... امتحان در چهارچوب کتابه...

راستی من کتاب مرجع این درس رو معرفی نکردم...
همگی یکی یک جلد کتاب دکتر خردادیان بگیرید، از هفته بعد از روی اون درس می دم...
برای امروز دیگه بسه...


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1388 توسط مهسا. ص | یه چیزی بگو كه بدونم اومدی! ()
درباره وبلاگ
برای تبادل لینك ابتدا لینك منو با نام "meymah" در وبلاگ یا سایتت قرار بده،سپس از طریق فرم نظرات به من خبر بده تا لینك تو هم در وبلاگ من ثبت بشه...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» نظرت در مورد این وبلاگم چیه؟؟؟










پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست