تبلیغات
دوستت دارم ... - ...مرگ...!
دوستت دارم ...
چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم...بیا ای دوست با من باش،که من تنها ترین تنهای این شهرم...

دكتر گفت :
"متاسفانه دیگر برای شما نمی توانم كاری انجام بدهم ، برو خارج از كشور شاید امیدی باشد!"
با این بیماری لا علاج هر لحظه مرگ را به چشم می دیدم . بلیت و ویزا آماده شد ، سوار هواپیما شدم .. در آسمان موتور های هواپیما از كار افتاد ! .. خلبان گفت : "فقط یك معجزه می تواند ما را نجات دهد" ..
هواپیما با كله سقوط كرد در اقیانوس آرام!!‌.. اما از شانس خوب من زنده ماندم و یك قایق موتوری به دادم رسید ! .. اما باز هم به دلیل سرعت زیاد قایق چپه شد !‌ .. گفتم : "اینجا دیگه آخر خطه!" .. که ناگهان دستم به یک تکه تخته خورد ! .. آن را چسبیدم و هفت شبانه روز گشنه و تشنه میان اقیانوس روی آن لمیده بودم تا روز هشتم یك كوسه ی از من گرسنه تر متوجه من شد ! ، آرام آرام آمد تا من را یك لقمه ی چپ كند .. كه از آسمان هلی كوپتری (همان بالگرد خودمان!) سر رسید و خدمه ی آن یك گلوله توی مغز كوسه زد و مرا نجات داد ! .. نفس عمیقی كشیدم و خدا را شكر كردم..
وقتی هلی كوپتر به شهر رسید مستقیم رفت تا روی سقف بیمارستان بنشیند .. تا آمد بنشیند پره های آن گیر كرد به سیم های برق و همه را خشك كرد به غیر من !‌.. چون من پتو دور خودم پیچیده بودم و زنده ماندم !
پزشك های خارجی شروع كردند به آزمایشات گوناگون و بعد هم گفتند: "شما خیلی خوش شانسی !‌، چون دیگر نشانه ای از بیماری نداری ! " .. و من خوشحال و مسرور جفتك زنان به خیابان پریدم .. كه ناگهان زمین و زمان شروع كرد به لرزیدن !‌.. خلاصه این كه زلزله آمد و سقف بیمارستان به كف زمین چسبید ! .. اما من بیرون بودم و زنده ماندم ! تنها نیش تیز یك پشه پشت گردنم را سوزاند! .. داشتم پشت گردنم را می خاراندم كهع عزرائیل آمد و گفت : "مرد حسابی‌! ، ببین چه الم شنگه ای راه انداختی ! .. مردن كه این همه قرتی بازی نداره ! .. حتی در افسانه ها هم این قدر قهرمانان جان سخت نیستند ..! اما بهت مژده بدم ! .. پشه ای كه پشت گردنت رو زد از نوع تسه تسه بود و فقط سه ثانیه زنده ای !! ..
سه ثانیه گذشت و من انگار هنوز نمرده ام !! .. بله درسته ! .. نمرده ام !

شــــــتــــرق ! .. ببخشید !‌، پس گردنی عزرائیل بود ! .. یعنی باید می مردم ! ...حالا شما فرض كنید مردم! ... فعلا فرض كنید تا بعد ! ... پیام اخلاقی : عمر فقط دست خداسـت !
پیام من به خوانندگان : بامزه بود نه ؟! .. هر هر هر بخندیم !
پیام خوانندگان به م ! : وا ! ....... تو هوز زنده ای ؟!



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1388 توسط مهسا. ص | یه چیزی بگو كه بدونم اومدی! ()
درباره وبلاگ
برای تبادل لینك ابتدا لینك منو با نام "meymah" در وبلاگ یا سایتت قرار بده،سپس از طریق فرم نظرات به من خبر بده تا لینك تو هم در وبلاگ من ثبت بشه...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» نظرت در مورد این وبلاگم چیه؟؟؟










پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست